کرکسان را ترس نیست
کارشان این است
آن عقابی را که در دل چشم بر هر لاشه دارد ترس باید.
(آریا)
نوشته شده توسط آریا در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 21:55 موضوع | لینک ثابت
چگونه می توان گریست
بر سنگسار دخترانی که از پاکی لبریزند
چگونه می توان چشم به خواب سپرد
با دیدن چوبه های داری
که مردان و زنان عشق را
که تنها بر عقایدشان استوارند
از آن آویزان اند.
چگونه باید گریست
چون اشک را طاقت کشیدن این رنج نیست
چگونه می توان چشم به خواب سپرد
چون خواب را از وحشت دیدار شکنجه های شوم شکنجه گران امانی
نیست.
باید بگویم
من و تو سر نداریم ای برادرجان
که گر چشمی درون سینه ما بود
کسی در فقر و دنیایی به این پستی نمی دیدیم
(آریا)
نوشته شده توسط آریا در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 21:41 موضوع | لینک ثابت
اگر غرق در نایابی سالها شوم
روزها را می جویم
و از روزها هفته ها را می سازم و با
هفته ها ماهها را شکل می دهم.
تا به سالها رسم.
اگر رودها را در خیال گم کنم دریاها را
می پیمایم و تبخیر آبها می شوم
و ابرها را می پویم
قطره ها را می سازمو به رودها می پیوندم.
لیک
گر تو را در امواج متلاطم قلبم گم کنم
در نایابی تو به گورستانا پناه می برم و
در ذره ها خاک گم می شوم.
(آریا)
نوشته شده توسط آریا در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 0:48 موضوع | لینک ثابت
درود بر دوستان
تمام نوشته های این وبلاگ مربوط به نویسنده وبلاگ
بوده و هرگونه کپی برداری با درج نام نویسنده مجاز
می باشد. (آریا)
نوشته شده توسط آریا در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 23:56 موضوع | لینک ثابت
مگذار روزگار نت های زندگی ات را با ساز خود
بنوازد
نوازنده باش
تا تو نتهای روزگار را با ساز زندگی ات بنوازد

(آریا)
نوشته شده توسط آریا در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 23:10 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY